فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) خفر
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم







فــرصــت خــدمــت


این وبلاگ توسط معاون فرهنگی مدرسه مبارکه جهت ارائه مطالب مفید و حضور فعال طلاب در فضای مجازی راه اندازی شده است. الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم



اسفند 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        



ذکـر امـروزمـون


ذکر روزهای هفته



اوقــات شــرعــی






جــســتــجــو





لـیـنـک ها


khamenei.ir



سـورهـ


سوره قرآن



تــدبّــر


آیه قرآن



خاکریز


مهدویت امام زمان (عج)



رتـبـه





دوســتــان مــن


  • مدرسه علمیه کوثر ورامین
  • مدرسه علمیه فاطمیه شهرکرد
  • آقای کیانی
  • ساجدي
  • تسنیم
  • باستي
  • رضا کیانی
  • بهرام نژاد
  • the best mind
  • مدیر وبلاگ (تازه کام)
  • ستاره مشرقی
  • میم.ر






  •  
      کـدام نـعـمـت...؟ ...

     

     

     

     

     

     

     

    روزی ابو حنیفه به محضر امام صادق علیه‌السلام آمد.

    امام فرمود: شنیده ام که این آیه ((ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم))

    در روز قیامت به طور حتم از نعمت ها سؤال می ‏شوید. [سوره تکاثر، آیه ۸]  

    چنین تفسیر می ‏کنی که: خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آب‌های خنک مؤاخذه و بازخواست می‏کند.

    ابوحنیفه گفت: درست است من این آیه را این طور تفسیر کرده ‏ام.

    امام فرمود: اگر مردی تو را به خانه‏اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد برای این پذیرایی به تو منت بگذارد، درباره‏ ی چنین کسی چگونه قضاوت می‏ کنی؟

    ابوحنیفه گفت: می‏ گویم آدم بخیلی است.

    امام فرمود: آیا خداوند بخیل است تا اینکه در روز قیامت در مورد غذاهایی که به ما داده ما را بازخواست کند؟

    ابوحنیفه گفت: پس مقصود از نعمت‌هایی که قرآن می‏ گوید انسان مؤاخذه می‏ شود چیست؟

    امام فرمود: مقصود آن نعمت ولایت ما اهل‏ بیت است. روز قیامت از ولایت ما قرار است سوال شود.

    منبع: مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۲۴۷

    ارسال شده توسط آسیه عبدی 

    اشتراک گذاری این مطلب!

    موضوعات: قرآن عترت
    [پنجشنبه 1395-12-05] [ 11:02:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بـرتـری علمای امت از انبیاء بنی اسـرائیل ...

     

    مرحوم مقدس اردبیلی شبی رسول خدا را در خواب دید

    درحالی که حضـرت مـوسی کـلیم الـله در خـدمـت آن بزرگوار بود 

    حضرت موسی سوال کرد این مرد کیست؟ حضرت فرمود از خودش بپرس.

    حضرت موسی از مقدس سوال کرد تو کیستی؟ 

    مقدس گفت من احمد پسر محمد از اهل اردبیل و ساكن نجف هستم. در فلان محله و فلان کوچه مسکن من است. 

    حضرت موسی فرمود من فقط اسم تو را خواستم این همه تفصیل برای چه؟   

    مقدس جواب داد خدای متعال از تو سوال کرد این چیست در دست تو ” وَ مَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَمُوسىَ‏”

    تو چرا آن همه تفصیل داده و گفتی ” هِىَ عَصَاىَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيهْا وَ أَهُشُّ بهِا عَلىَ‏ غَنَمِى وَ لىِ‏َ فِيهَا مَارِبُ أُخْرَى”

    این عصای من است که به او تکیه می کنم و برای گوسفندانم با آن علوفه جمع می کنم و نیازهای دیگری به آن دارم.

    حضرت موسی به پیغمبر اسلام عرض کرد: واقعاً همان گونه است كه شما فرمودید كه ” علمای امت من از انبیاء بنی اسرائیل برترند “.

    ارسال شده توسط مرضیه ارجمندی

    اشتراک گذاری این مطلب!

    موضوعات: مناسبت, قرآن عترت
     [ 10:41:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      موضوع انشائی که امام علی جواب آن را داده بود... ...

     

    علم بهتر است یا ثروت

    پیامبر اکرم(صل الله علیه و آیه و سلم) در شأن و منزلت علی (علیه السلام) فرمودند: «من شهر علمم و علی باب آن»  (تحف العقول، ص ۴۳۰)

    جمعی از منافقین چون این سخن را شنیدند به آن حضرت حسادت کردند. نقشه کشیدند بلکه بتوانند با پرسش‌های خویش علی (علیه السلام) را درمانده کنند.  نقشه آنها این بود که ده نفر از میانشان جداگانه نزد حضرت بروند و بپرسند: آیا علم بهتر است یا مال؟ و به چه دلیل؟ اگر پاسخ هر کدام از آنها را یکسان داد فهمیده می شود که علم او اندک است. 

    یکی پس از دیگری آمدند و هر کدام از آن حضرت چنین سؤال کردند: علم بهتر است یا مال؟ چرا؟ 

    حضرت در پاسخ اولی فرمود: علم، زیرا میراث انبیاء است، ولی مال میراث قارون و هامان و فرعون و عاد و شداد است. 

    در پاسخ دومی فرمود: تو باید مال را حفظ کنی ولی علم تو را حفظ می‌کند. 

    در پاسخ سومی فرمود: ثروتمند دشمنان بسیار دارد ولی عالم دوستان بسیار دارد. 

    در پاسخ چهارمی فرمود: مال با استفاده از آن کاسته می‌شود، ولی با استفاده از علم بر آن افزوده می‌شود. 

    در پاسخ پنجمی فرمود: صاحب مال به صفاتی مانند بخل و لئامت خوانده می‌شود اما از صاحب علم با احترام و تجلیل نام برده می‌شود.

    در پاسخ ششمی فرمود: در مال ترس دزدیده شدن هست ولی در مورد علم چنین ترسی نیست. تا ده نفر که جواب هر کدام را متفاوت دادند.

    دهمین نفر نزد دوستان خود بازگشت و پاسخ علی (علیه السلام) را برای آنها بیان داشت.  در این وقت همه آنها گفتند که خدا و رسولش راست گفتند و بی تردید علی (علیه السلام) باب همه علوم است.  

    در این هنگام حضرت فرمود: سوگند به خدا تا زنده هستم اگر همه مردم تا پایان روزگار از من بپرسند در پاسخ آنها درمانده نمی‌شوم و به هر کدام پاسخی جداگانه غیر از پاسخی که به دیگری داده ام خواهم داد.  ️

    منبع: شیخ یوسف بحرانی، کشکول، ج ۱، ص ۲۶

    اشتراک گذاری این مطلب!

    موضوعات: قرآن عترت, فرهنگی, مذهبی, اخلاق
    [جمعه 1395-09-12] [ 11:25:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

    [تماس ] [ورود]  [آرشیوها]