فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) خفر
 
 



فــرصــت خــدمــت
این وبلاگ توسط معاون فرهنگی مدرسه مبارکه جهت ارائه مطالب مفید و حضور فعال طلاب در فضای مجازی راه اندازی شده است. الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

بهمن 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            


ذکـر امـروزمـون
ذکر روزهای هفته


اوقــات شــرعــی



جــســتــجــو


تــدبّــر
آیه قرآن


سـورهـ
سوره قرآن


آمــار وبــلاگ
  • بازدید شده: 850
  • بازدید کننده: 498


رتـبـه
  • رتبه کشوری دیروز: 127
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 203
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 77
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1


دوســتــان مــن
  • امام جعفر صادق (ع) شاهرود
  • جان نثاری
  • مدرسه علمیه فاطمیه شهرکرد
  • حمزه لو
  • فاطمه گلی
  • ديانت خواه
  • عابدي
  • افســر جنگ نــرم
  • حيدري
  • ميرزايي
  • انتظاري
  • پرهون
  • زینبیه چهار محال و بختیاری
  • مرکز تخصصی فقه و اصول قبای تهران
  • زهرا شاهبازی
  • نسيم
  • روشنـک دختـــر لُـر
  • شهیده...ان شاءالله
  • زینب خدادادی آرپناهی
  • طیبه علیخانی


 



 

 

حجاب و پوشش یکی از اوامرالهی است که منطبق بر فطرت بشر و مبتنی بر نیاز ها وشرایط روانی او و زمینه ساز پویایی و کمال انسانی است.

اصولاً عمل به قوانین الهی مثل نماز، روزه، جهاد، حجاب، امربه معروف ونهی از منکر و... یک عمل اعتباری و قردادی نیست، بلکه پاسخگویی به نیاز فطرت است. مسأله مهمی که در این جا وجود دارد این است که این فطرت تحت تأثیر عوامل اجتماعی و اقتصادی و روانی تغییر کرده، اشکال ورنگ های گوناگون به خود می گیرد.
حجاب و پوشش به عنوان یکی از مظاهر شرم و حیا و عفت، امری فطری و طبیعی بوده، و در طول تاریخ هر جا انسان بر راستای فطرت خدایی خویش قرار داشته اهمّیت آن را احساس کرده وآن را به کار بسته است.
در ابتدای آفرینش انسان، اوّلین چیزی که بر آدم و حوا مطرح شد مسأله پوشش بود. خداوند درقرآن کریم می فرماید: «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْلَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفا نِعَلَيْهِما مِنْوَرَ قِالْجَنَّةِ
و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان (عورتشان) بر آن ها آشکار شد و شروع کردند به قرار دادن برگ های درختان بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند.»
این آیه حاکی از آن است که حتی در زندگی بهشتی، انسان بدون پوشش نبوده است و دوّمین نکته در این آیه این است که برهنگی اوّلین عقوبت دردناک بشر است. بنابراین پوشش مسأله ای اکستابی و یا عرفی و یا قانونی نیست که بعداً بوجود آمده باشد بلکه تمایل به پوشش یک ویژگی ذاتی در افراد است و عریانی خلاف ذات انسان است.
قبل از اسلام در میان برخی از ملل حجاب وجود داشته است در ایران باستان و قوم یهود و هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر و مشکل تر بوده است. امّا درمیان عرب جاهلّیت حجاب وجود نداشته و بوسیله اسلام در عرب پیدا شده است. قبل از اسلام حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکم فرما بوده به طوری که حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم بودند. حجاب هندی نیز مانند ایرانیان بسیار سخت بود اگر تمایل به ریاضت و ترک لذّت یکی از علل حجاب باشد پس هند از قدیم ترین ایام حجاب را پذیرفته است، زیرا هند مرکز ریاضت و پلید شمردند لذت مادّی بوده است. به هر حال آن چه مسلّم است این است که حجاب قبل از اسلام وجود داشته است. امّا این که گفته شود حجاب میان مسلمانان عادتی است که از ایران باستان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرده سخن نادرستی است. چون قبل از این که ایرانیان مسلمان شوند آیات حجاب نازل شده بود.

 

منبع: دیده شده در کتاب های:  عطرعفاف، محمدرضا اسماعیل پور ص 89  - مسأله حجاب، استاد مطهری، ص 20

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: فرهنگی, مذهبی  لینک ثابت
[جمعه 1395-10-17] [ 09:41:00 ب.ظ ]








یکی از مهم ترین موارد در سیره اجتماعی امام عسکری (علیه السلام) پاسخ گویی به شبهه های فرهنگی و دینی جامعه بود.

ابوهاشم جعفری می گوید: روزی ابوبکر فهفکی از امام یازدهم پرسید: چرا زن بی نوا درارث یک سهم و مرد دو سهم می برد. امام فرمود: چون جهاد و پرداخت مخارج به عهده زن نیست و نیز پرداخت دیه قتل خطا بر عهده مردان است و بر زن چیزی نیست.

ابوهاشم در ادامه می افزاید: من پیش خود گفتم که قبلا شنیده بودم «ابن ابی العوجا» از امام صادق (علیه السلام) همین را پرسید و همین جواب را شنید. در این هنگام که از قلب من چنین سخنی خطور نمود، حضرت رو به من نموده و فرمود: آری، این سؤال ابن ابی العوجاء است و وقتی سؤال همان است، پاسخ ما نیز همان خواهد بود. اول و آخر ما در علم و منزلت مساوی هستند و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان فضیلت و امتیازشان ثابت است.


منبع: پیشوای یازدهم، موسسه در راه حق، ص 24 و 25

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مناسبت, مذهبی  لینک ثابت
 [ 08:37:00 ب.ظ ]




برنامه ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می شود.

محمد بن حمزه سروری می گوید: توسط ابوهاشم جعفری که با هم دوست بودیم نامه ای به محضر امام عسکری علیه السلام نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: «مات ابن عمک یحیی بن حمزة و خلف ماة الف درهم و هی واردة علیک، فاشکرالله و علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف، فانه من فعل الشیطنة; پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم ها بر تو وارد می شود، به ارث به تو می رسد پس خدا را سپاسگذاری کن و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.»

بعد از چند روزی، پیکی از شهر حران آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه دقیقا همان روزی فوت کرده است که امام علیه السلام آن خبر را به من داد.

به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام علیه السلام زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذر و اسراف کار بودم.

منبع: کشف الغمه، ج 2، ص 424

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مناسبت, مذهبی  لینک ثابت
 [ 08:02:00 ب.ظ ]




 

علم بهتر است یا ثروت

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آیه و سلم) در شأن و منزلت علی (علیه السلام) فرمودند: «من شهر علمم و علی باب آن»  (تحف العقول، ص ۴۳۰)

جمعی از منافقین چون این سخن را شنیدند به آن حضرت حسادت کردند. نقشه کشیدند بلکه بتوانند با پرسش‌های خویش علی (علیه السلام) را درمانده کنند.  نقشه آنها این بود که ده نفر از میانشان جداگانه نزد حضرت بروند و بپرسند: آیا علم بهتر است یا مال؟ و به چه دلیل؟ اگر پاسخ هر کدام از آنها را یکسان داد فهمیده می شود که علم او اندک است. 

یکی پس از دیگری آمدند و هر کدام از آن حضرت چنین سؤال کردند: علم بهتر است یا مال؟ چرا؟ 

حضرت در پاسخ اولی فرمود: علم، زیرا میراث انبیاء است، ولی مال میراث قارون و هامان و فرعون و عاد و شداد است. 

در پاسخ دومی فرمود: تو باید مال را حفظ کنی ولی علم تو را حفظ می‌کند. 

در پاسخ سومی فرمود: ثروتمند دشمنان بسیار دارد ولی عالم دوستان بسیار دارد. 

در پاسخ چهارمی فرمود: مال با استفاده از آن کاسته می‌شود، ولی با استفاده از علم بر آن افزوده می‌شود. 

در پاسخ پنجمی فرمود: صاحب مال به صفاتی مانند بخل و لئامت خوانده می‌شود اما از صاحب علم با احترام و تجلیل نام برده می‌شود.

در پاسخ ششمی فرمود: در مال ترس دزدیده شدن هست ولی در مورد علم چنین ترسی نیست. تا ده نفر که جواب هر کدام را متفاوت دادند.

دهمین نفر نزد دوستان خود بازگشت و پاسخ علی (علیه السلام) را برای آنها بیان داشت.  در این وقت همه آنها گفتند که خدا و رسولش راست گفتند و بی تردید علی (علیه السلام) باب همه علوم است.  

در این هنگام حضرت فرمود: سوگند به خدا تا زنده هستم اگر همه مردم تا پایان روزگار از من بپرسند در پاسخ آنها درمانده نمی‌شوم و به هر کدام پاسخی جداگانه غیر از پاسخی که به دیگری داده ام خواهم داد.  ️

منبع: شیخ یوسف بحرانی، کشکول، ج ۱، ص ۲۶

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: قرآن عترت, فرهنگی, مذهبی, اخلاق  لینک ثابت
[جمعه 1395-09-12] [ 11:25:00 ب.ظ ]




در غرر الحکم از امیر المومنین نقل شده است: «مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً لَهِجَ‏ بِذِكْرِهِ»‏ اگر کسی چیزی را دوست داشته باشد، یادش می‌کند در سوره‌ی یوسف حضرت یعقوب نماد یک منتظر است یعنی اگر خصوصیات یک منتظر را آدم بخواهد حضرت یعقوب را ببیند. یکی از خصوصیات یعقوب این بود که با این که بیست سال یا طبق نقلی چهل سال دچار فراغ یوسف شد یادش نرفت این طور نبود که طول مدت باعث شود که یواش یواش عادی شود برایش غیبت یوسف یواش یواش فراق یوسف برایش عادی شود و مشغول کارهایش باشد و فراموشی او بگذراند برادر‌های یوسف که به او جفا کردند و باعث غیبت او شدند دنبال کار و زندگی‌اش یادشان رفتند و غافل شدند ولی حضرت یعقوب اشک چشمش خشک نمی‌شد دائم به یاد او بود.  

«وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ» (یونس/۸ ۴) حتی تعبیر قرآن این است که او نابینا شد از شدت گریه‌ای که در فراق او می‌کرد و این قدر یوسف یوسف می‌گفت که به او می‌گفت.  

«تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ» (یونس/۸۵) این قدر یوسف یوسف می‌گویی یا مریض می‌شوی و یا خودت را هلاک می‌کنی این حالت را داشت ببینید این یک واقعیتی است که نمی‌شود یک کسی منتظر باشد و شب و روزش با غفلت از او بگذرد. خدا رحمت کند آیت الله میلانی را، رضوان خدا بر این مرجع بزرگوار باشد، می‌گفت: مومن حداقل ۲۴ ساعت نه که در روزی یک ربع، بیست دقیقه خودمان را وقف او کنیم این مقدار خوب است که به یاد او باشد بنشیند یک درد دلی بکند بنشیند دعایی بخواند صلوات‌هایی هدیه کند به حضرت.

منبع: سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین عالی، در برنامه سمت خدا ، ۹۳/۶/۹

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مناسبت, مذهبی, مهدویت  لینک ثابت
[شنبه 1395-08-29] [ 07:10:00 ب.ظ ]




اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: فرهنگی, مذهبی  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]




 

 حدیث داریم همه‌ی افراد رزقشان از حلال اندازه‌گیری شده است. اگر کسی به حرام بپردازد خدا از حلال کمش می‌گذارد. یک جوان پیداست چقدر باید با یک دختری با حلال زندگی کند.

این پسری که مقدر شده که چند ساعت، چند ماه، چند سال با یک دختری زندگی شیرین داشته باشد این ولخرجی می‌کند،نامحرم است ولی خوب دل نمی‌کند بعد هم ممکن است اس‌ام اس بزند، تلفن کند، نامه، پیام، و... بعد دو سال ازدواجش عقب می‌افتد.

تا می‌روند عقد کنند می‌گویند:عمه عروس مرد!  چهل روز عقب بیفتد. تا می‌روند می‌گویند: آقا فلانی از دیوار افتاد فلان، فلانی مریض شد، فلانی تصادف کرد، یک وقت می‌بینی دو سه سال عقد این آقا پسر عقب می‌افتد به خاطر اینکه فقط دو ساعت رفت...

 

حُر دو ساعت دیر آمد، دو فرسخ قبرش از امام حسین علیه السلام عقب افتاد. حرصبح زود باید بیاید، چاشت آمد به امام حسین ملحق شد، همین دو ساعت که دیر آمد دو فرسخ قبر حر از امام حسین فاصله گرفت.  

 

یک نگاه حرام می‌کنی دو سال ازدواج عقب می‌افتد. این ازدواج‌ها تاب خورده به خاطر اینکه ما حرام‌خوری می‌کنیم، حرام‌خوری که کردیم خدا ازدواج را هی تاب می‌دهد،مخصوصا برای بنده های خوبش...

 

اشتباه می‌کنند آنهایی که می‌گویند: آزادی زن، آزادی زن! اینها سرشان کلاه رفته حالیشان نیست. چطور؟افطار خوشمزه‌تر است یا ناهار؟ افطار خوشمزه‌تر است، چون آدم چند ساعت خودش را نگه داشته است، افطار خوشمزه‌تر است. اگر آدم به حرام رسید خودش را نگه دارد، خانم خودش برایش خوشمزه است. اما اگر به هرکس رسید با او دست داد، او را بوسید، با او بستنی خوردو..  

این مثل این است که راه می‌رود و  مغز گردو و مغز بادام می‌خورد. این دیگر سفره پهن می‌شود اشتهای لازم را ندارند.

 

منبع: گلچین سخنرانی های حجت الاسلام قرائتی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مذهبی  لینک ثابت
[جمعه 1395-08-28] [ 12:58:00 ب.ظ ]